طاها ارومیه

تلاش های کمی قرانی خودمون میزاریم با مطالب مفید...

طاها ارومیه

تلاش های کمی قرانی خودمون میزاریم با مطالب مفید...

مشخصات بلاگ
آخرین نظرات
سلام
خاطره مربوط به چندسال قبل هست...بحث سر اعتماد وخیلی چیرها بود،گفتم والا بنده چند بار برا کار به چند جا مراجعه کردم،همون برخورد اولیه،آقایون بهم یه سفارشی کردند،به هیچ مردی اعتماد نکنم،حتی خودشون
دوستم که اول مخالف بحث ها بود،بعدش گفت باهات موافقم چون اتفاقی برا دوست صمیمی افتاد،به حرفت ایمان دارم بعد خاطره این شکلی تعریف کرد.گویا یکی از دوستان صمیمیش که خیلی به ارتباطش با خدا اسرار داشت،به هیچ کس محل نمیذاشت،ضربه بدی میخوره،گویا سه تا آقا پسر باهام شرط بندی میکنند که ،دختر رو از راه به در کنند،دو تا از اون ها موفق نمیشند،سومی که مغرورتر وهیچ موقع شکست رو قبول نداشته،شرط میکنه ،دختر تا سفره عقد ببره ،بعد بزنه بهم ،بعد عقدش نکنه...هیچی اون پسر اول در مورد دختر اطلاعات کسب میکنه..یه کاری میکنه توجه دختر،جلب بشه..بعد یه مدت که می فهمه دختر علاقه مند شده،مطمئن بهش نه نمیگه،ازش خواستگاری میکنه،روز عقد هم که میرسه،سر سفره عقد به دختر میگه،که به چه منظور اومده وهمه این کارها بخاطر شرط بندی انجام داده واصلا قصدازدواج باهاش رو نداره ومیذاره میره...
نتیجه اش با خودتون...

  • حسانه

نظرات  (۳)

  • بهرنگ قدوسی
  • 😭😭😭😭😭😭😭😭
  • اقای رمانتیک
  • چقدر بد این که گفتین برام خیلی اشنا بود
    توتلوزیون یه فیلم دقیقا این شکلی ساخته بودن
    پاسخ:
    سلام
    دوستم اهل اردبیل..شاید از رو داستان ایشون ساختن
    http://faz-to-faz.blog.ir/1397/03/10/%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">